فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
52
سلوك الملوك ( فارسى )
نهاد ، و قدم سعى در مصاف جهاد بايد گشاد . اوامر زاجرهء فَلْيُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ « 1 » را اتّباع نمائى ، و فرمان واجب الاذعان قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ « 2 » را به حسن مجاهده استماع فرمائى . چون اين معنى از ملهم غيب در خاطر شريف استقرار پذيرفت ، ملاحظه فرمود كه با وجود آنكه اعمام نامدار و اكابر سلاطين شيبانى كه به سنّ و مرتبت سابق و فايقند ، بدين امر اقدام نمىنمايند ، و ابواب مقاتله با اعدا به دست مجاهده و غزا نمىگشايند ، سابق گشتن در اين ميدان متعذّر ، و تفرّد بدين امر عظيم الشّان بىمعاونت اخوان متعسّر است . ايامى در اين تردّد و تأمل گذشت و دواعى عالم غيب هر روز بر اقدام به دفع اعدا و توجه به جانب غزا متضاعف و متزايد مىگشت . و فى الواقع در آن اوقات توجه به جانب ماوراء النهر كه محفوف به لشكرهاى بيحساب و پادشاهان رفيع جناب بود ، و واقعهء عظيمهء حضرت خان شهيد در آن نزديكى روى نموده ، و دشمن قاتل با شوكت كامل در مقابل قائم ، از اندازهء مقدرت اوزبك دور مىنمود ؛ و از اين جهت هيچ يك از سلاطين اين انديشه را در خاطر نمىگذرانيدند ، و شاهباز عزم ايشان شكار اين مقصود را از حوصلهء خويش افزون مىديد . حضرت عبيد اللّه خان از آب سيحون عبور فرموده عزم زيارت مرقد منوّر و مشهد معطّر حضرت قطب الاقطاب الواصلين ، سلطان الاولياء الكاملين ، المخصوص بمواهب - الكرامات من اللّه القوى ، السلطان خواجه احمد يسوى قدّس اللّه سرّه فرمودند ، و به زيارت آن مزار بابركات و آن مورد فيوض و نفحات از روى نيازمندى و افتقار مشرّف گشتند ، و به صحبت اعمام نامدار و اقارب بااعتبار رسيده ، حقيقت عزيمت ماوراء النهر را با ايشان در ميان نهادند و فرمودند كه هر كدام از اعمام و اقارب كه تصدى اين امر را قبول مىفرمايند و قدم مجاهده در راه غزاى طاقيه سرخان مىگشايند ، من كمر اطاعت در ميان جان بسته در تسليم بزرگى و پادشاهى به دو سرمىافكنم ، و در خيل سپاهيان
--> ( 1 ) سورهء نساء : آيهء 74 . ( 2 ) سورهء توبه : آيهء 14 .